.
.
.
کاش در این رمضان لایق دیدار شویم سحری با نظر لطف تو بیدار شویم
کاش منت بگذاری سرمان مهدی جان تا که همسفره تو لحظه افطار شویم
.
.
.

یا مهدی (عج) :
باز آى و دل تنـگ مرا مونس جان بـاش / وین سوخته را محـرم اســرار نهان بـاش
زان باده که در میکده عشق فروشند / ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش . . .
.
.
.
کسی می آید از یک راه دور آهسته آهسته
شبی هم می کند زینجا عبور آهسته آهسته
غبار غربت از رخسار غمگین دور می سازد
و ما را می کند غرق سرور آهسته آهسته
دل دریایی ما را به دریا می برد روزی
به سان ماهی از جام بلور آهسته آهسته
ازین رخوت رهایی می دهد جانهای محزون را
درونها می شود پر شوق و شور آهسته آهسته
نسیم وحشت پاییز را قدری تحمل کن
بهار آید اگر باشی صبور آهسته آهسته
کسی می آید و می گیرد احساس خدایی را
ز انسانهای سرشار از غرور آهسته آهسته
فنا می گردد این تاریکی و محنت ز دنیامان
ز هر سو می دمد صدگونه نور آهسته آهسته
به سر میآید این دوران تلخ انتظار آخر
و ناجی می کند اینجا ظهور آهسته آهسته
ز الطاف خداوندی حضورش را تمنا کن
که او مردانه می یابد حضور آهسته آهسته
.
.
.
می شود این رمضان موعد فردا باشد ؟ آخرین ماه صیام غم مولا باشد
می شود در شب قدرش به جهان مژده دهند؟ که همین سال ظهور گل زهرا باشد
.
.
.

.
.
.
