جمعه ی سبز

ما جمله بر آنیم که خورشید در آید / شام سیه غصه ی عالم به سر آید / در جمعه ی سبز علوی در پی آنیم / تا جامه ی سبز از تن فتنه به در آید

بدون عنوان
نویسنده : مجید الماسیان - ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۳٠
 

سلام...

 

 

آقا ترین، سکوت مرا غرق نور کن

ما را قرین منت و لطف حضور کن

وقتی گناه کنج دلم سبز می شود

آقا شما شفاعت این نا صبور کن

می ترسم از شبی که به دجال رو کنیم

آقا،تو را قسم به شهیدان ظهور کن...

.

.

.

اسیر مانده ایم در ، بهانه های پاپتی

و میله های آهنین و عشق های ساعتی

حوالی نگاهمان دوباره صف کشیده است

صدای تیک و تاک غم ، شماره های صنعتی

امان از اشتباه های ناتماممان ، همان

تفاخر همیشگی به هیچ های قیمتی

میان قرن حادثه ، کجاست اتفاق عشق

نمانده در تسلط ، همان هبوط لعنتی

کسی نیامد از تبار انتظارمان ببین

که مانده ایم سخت در هجوم بی لیاقتی...

 

اللهم عجل لولیک الفرج

التماس دعا / جمعه ی سبز


 
 
 



-->