جمعه ها...

امام رضا
نویسنده : شبیر - ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢۳
 

آیت الله خوانساری فرمودند دارم میرم،دستم خالیه اما دلم خوشه که یه جا روضه بوده میرفتم می نشستم و گریه می کردم،امیدم فقط به همین یک کارم هست،

یک همچین مرجع بزرگی که در تشییع پیکرشون،برخی حضرت مهدی (عج) رو زیارت کردند،می فرمایند دلم فقط به روضه هایی که رفتم خوشه...

 

آیت الله مجتهدی تهرانی(ره)

.

بسم الله الرحمن الرحیم...

.

.

هر روز در سکوت خیابان دوردست

روی ردیف نازکی از سیم می‌نشست

وقتی کبوتران حرم چرخ می‌زدند

یک بغض کهنه توی گلو،داشت می‌شکست

ابری سپید از سر گلدسته می‌پرید:

جمع کبوتران خوش‌آواز خودپرست

آنها که فکر دانه و آبند و این حرم

جایی که هرچقدر بخواهند دانه هست

آنها برای حاجتشان بال می‌زنند

حتی یکی به عشق تو آیا پریده‌است؟

رعدی زد آسمان و ترک خورد ناگهان

از غصه‌ی کلاغ، کلاغی که سخت مست...

ابر سپید چرخ زد و تکه‌پاره شد

هرجا کبوتری به زمین رفت و بال بست

باران گرفت،بغض خدا هم شکسته بود

تنها کلاغ روی همان ارتفاع پست،

آهسته گفت: من که کبوتر نمی‌شوم 

اما دلم به دیدن گلدسته‌ات خوش‌ است... 

یا امام رضا(ع)

.

.

.

یا صاحب الزمان(عج) 

آنجا ببر مرا،که دنیا نمی برد...

.


التماس دعا


 
 
محرم
نویسنده : شبیر - ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱۸
 

استاد ما،مرحوم غروی کمپانی (آیت الله کمپانی اصفهانی) که از لحاظ علمی در سطح بالایی بود، در مجالس روضه ابا عبدالله (علیه السلام) پای سماور می‌نشست و چای می‌داد...

حضرت آیت الله بهجت (ره)

.

بسم الله الرحمن الرحیم 

از کودکی به گردن ما شال ماتم است/نابرده رنج،گنچ به ما داده ای حسین(ع)

 

.

.

.

هیچ موجى از شکست شوق من آگاه نیست
در کنار ساحلم امّا به دریا راه نیست
تا مپندارند با مرگم تو مى میرى بگو
اینکه می بینید فعل است و ظهور، الله نیست
در مسیر لا و الا خون عاشق مى‏دود
در دل معشوق مطلق راه هست و راه نیست
کاروان تشنه اشکت را نشانم داده است
منزل من چشم هاى توست، پلک چاه نیست
روى بر سمّ ستوران دادم و گفتم به خاک
در مقام جلوه خورشید جاى ماه نیست
مى برى من را و پا را مى‏کشم روى زمین
در رکاب شوق حرف از قامت کوتاه نیست
صوت داود است جارى از فضاى سینه‏ام
در مسیرش استخوانى گاه هست و گاه نیست
مى زنیدم ضربه امّا من نمى ریزم فرو
کوه را هیچ التفاتى بر هجوم کاه نیست...

.

.

.

هنوز شوق تو بارانی از غزل دارد
نسیم یک سبد آیینه در بغل دارد
خوشا به حال خیالی که در حرم مانده
و هر چه خاطره دارد از آن محل دارد
به یاد چایی شیرین کربلایی ها
لبم حلاوت «احلی من العسل»دارد
چه ساختار قشنگی شکسته است خدا
درون قالب شش گوشه یک غزل دارد
بگو چه شد که من این قدر دوستت دارم؟
بگو محبت ما ریشه در ازل دارد
غلامتان به من آموخت در میانه ی خون
که روسیاهی ما نیز راه حل دارد... 

یا حسین(ع)

.

.

.

.

میخواست از بهشت بیاید به کربلا/گندم وگرنه رهزن آدم نمیشود....

یاحسین(ع)

.

.

 

ما را اگرچه بازی دنیا خراب کرد/اما به لطف روضه ی ارباب بهتریم... 

یا حسین(ع)

.

.

.

.

.

.

حضرت آیت الله العظمی بهجت (ره) می فرمایند: "همه ی ما شمر بالقوه ایم..."

مواظب باشیم...

التماس دعا 


 
 
امام زمان (عج)
نویسنده : شبیر - ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢٩
 

نیست سرو از بی بری ممنون احسان بهار / بار منت خم نسازد گردن آزاده را...

.

.

.

بسم الله الرحمن الرحیم...

خوابت به چشم آمد و بیدارتر شدیم

مست رخت شدیم که هشیارتر شدیم

یوسف ترین شدی و سر کوچه آمدی

ما بی کلاف نیز خریدارتر شدیم

باران هیچ سال به ما خدمتی نکرد

در روضه ات چه بود که پر بار تر شدیم؟

گفتند این قبیله گره باز میکنند

چه باز کردنی که گرفتار تر شدیم؟

کاری نمیکنیم ولی مزد میدهی 

هروقت آمدیم بدهکارتر شدیم...

(اللهم عجل لولیک الفرج)

.

.

.

.

.

.

یوسف من! چشم پیران نیست تنها بر رهت

شوق مکتوب تو طفلان را کبوترباز کرد...

.

.

.

نگاه کن به افق،راه،نامشخص نیست...

.

.

.

تو را دوست داریم،چونان کودکان،زنگ ورزش را...

اللهم عجل لولیک الفرج


 
 
دفاع مقدس
نویسنده : شبیر - ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٤
 

به گدایی زندگی کردن در این جهان برایم بسی بهتر است،تا به بهای فروختن جان ارواح بزرگی که معلمان من اند...

(برای تمام شهدا)

.

.

.

شما حماسه سرودید و ما به نام شما

فقط ترانه سرودیم و نان در آوردیم

برای اینکه بگوییم،با شما بودیم

چقدر از خودمان داستان در آوردیم

و آبهای جهان تا از آسیاب افتاد

قلم به دست شدیم و زبان در آوردیم...

.

.

.

سرباز جنگ رفته،تعریفش از جنگ درسته...

.

*عکس ها داشتیم،آپلود نشد،بیخیال شدیم...

یا حق



 
 
امام زمان
نویسنده : شبیر - ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢٢
 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

مانده ام بی تو چرا باغچه ام گل دارد

ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد

شاید این باغچه ده قرن به استقبالت

فرش گسترده و در دست گلایل دارد

کودکی فال فروش است و به عشقت هر روز

می خرم از پسرک هر چه تفال دارد

تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز

ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت

یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد

هیچ سنگی نشود سنگ صبورت ، تنها

تکیه بر کعبه بزن ، کعبه تحمل دارد...

.

.

.

از لطف دعایت از بلا حفظ شدیم

از شر تمام فتنه ها حفظ شدیم

ای معنی یابن السنن المشهوره

برگرد دعای ندبه را حفظ شدیم

.

.

.

تقصیر ماست غیبت طولانی شما

بغض گلو گرفته پنهانی شما

بر شوره زار معصیتم گریه می کنید

جانم فدای دیده بارانی شما

پرونده ام برای شما دردسر شده

وضع بدم دلیل پریشانی شما

ای وای من که قلب شما را شکسته ام

آقا چه شد تبسّم رحمانی شما؟

ای یوسف مدینه مرا هم حلال کن

عفو و گذشت سنّت رحمانی شما؟

آیا حقیقت است که اصلا شبیه نیست

رفتار ما به رسم مسلمانی شما؟

عشاق شهر یکسره تعریف می کنند

از لحن و صوت مکّی قرآنی شما

نشنیده یاد روضه گودال کرده ام

دل میبرد تلاوت روحانی شما

این اشک و روضه حال مرا خوب کرده است

رد خور نداشت نسخه درمانی شما

یا فارس الحجاز برایم دعا کنید

درمانده است نوکر ایرانی شما...

.

.

.

گاهی اگر با ماه صحبت کرده باشی

از ما اگر پیشش شکایت کرده باشی

گاهی اگر در چاه مانند پدر آه

اندوه مادر را حکایت کرده باشی

گاهی اگر زیر درختان مدینه

بعد از زیارت استراحت کرده باشی

گاهی اگر بعد از وضو مکثی کنی تا

آیینه یی را غرق حیرت کرده باشی

در سال های سال دوری و صبوری

چشم انتظاری را شفاعت کرده باشی

حتی اگر بی آن که مشتاقان بدانند

گاهی نمازی را امامت کرده باشی

یا در لباس ناشناسی در شب قدر

از خود حدیثی را روایت کرده باشی

یا در میان کوچه های تنگ و خسته

نان و پنیر و عشق قسمت کرده باشی

پس بوده یی و هستی و می آیی از راه

تا حق دل ها را رعایت کرده باشی

پس مردمک های نگاه ما عقیم اند

تو حاضری بی آن که غیبت کرده باشی!

.

.

.

گرفته مِه همه ی جاده را ـ مشخص نیست

که صاف می شود آیا هوا ؟ـ مشخص نیست

چطور باید از این راه مِه گرفته گذشت

از این مسیر که یک ردّ پا مشخص نیست

و من چقدر در این مه به گریه محتاجم

نمی شود که ببارم... چرا؟ مشخص نیست

چه حسّ خوبِ غریبی ؛ به جستجوی خودت

شبانه راه بیفتی ... کجا؟ مشخص نیست

و تا همیشه از این شهر مرده کوچ کنی

و دورِ دور شوی ... دور... تا ... مشخص نیست

درست می روی آیا ؟ و یا ... نمی دانی

صحیح می رسی آیا ؟ و یا ... مشخص نیست...

کسی شبیه نسیم از کنار من رد شد

غریبه بودنش و آشنا مشخص نیست

صدای روشن او از ورای مه پیداست

نگاه کن به افق راه نامشخص نیست...

 

 

.

.

.

و کوتاه مطلبی برای مردی  که هنوز هم زمزمه صدایش در مدرسه فیلسوف الدوله و سپهسالار قدیم شنیده می شود، هنوز هم خیلی ها به پیروی از او برای خواندن زیارت عاشورا اربعین می گیرند ، هنوز هم خیلی ها مسجد امین الدوله بازار را به نام او می شناسند و هنوز هم شاگردانش همدیگر را "داداش جون" خطاب می کنند و بعد هم اشک در چشمانشان حلقه می زند ،

و مقام معظم رهبری درباره ایشان اینگونه می فرمایند که : "اگر مدرسه علمیه ایشان نبود،متحیر بودم فرزندانم را به کجا بفرستم."

برای مردی که رویا هایش صادق بود و نفسش حق ، (حضرت آیت الله احمد مجتهدی تهرانی (ره) / 9 مهر 1302 – 23 دی 1386 ، تهران)

 


در کربلا داش مشتی ها رفتند به یاری امام حسین (ع) و شهید شدند،

مقدس ها استخاره کردند ،

استخاره شان بد آمد...

(آیت الله مجتهدی تهرانی (ره))

.

گفتم که به پیری رسم و توبه کنم

آنقدر جوان مرد و یکی پیر نشد

آخه شیطون،گاهی ما رو گول میزنه،میگه تو حالا حالاها زنده ای،تو سنی نداری،جدت نود سال عمر کرد،بابات هشتاد سال عمر کرد،حالا بعدا توبه کن!

تو از این آدما نباش،که به واسطه ی آرزوی دراز،توبه رو به تاخیر بندازی،همین الان بگو خدایا غلط کردم...

(آیت الله مجتهدی تهرانی (ره))

.

.

آقا درست در خودمان سخت مانده ایم

بن بست و کوچه در کرمت فرق می کند؟

(اللهم عجل لولیک الفرج) 


 
 
فاطمیه...
نویسنده : شبیر - ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/۱٥
 

سر فرو برده به خاکند فلک نشناسان

بال پرواز ندارند ملک نشناسان

امتحان بود و خدا برد سرافرازان را

در همان مرحله ماندند محک نشناسان

باز هم فاطمه در کوچه ی غربت تنهاست

شهر ، مچموعه ای از زخم فدک نشناسان

شعر را باز به تلمیح کشاندم شاید

بگذارد اثری بر متلک نشناسان...

اللهم عجل لولیک الفرج

.

.

.

نمازم را قضا کرده تماشا کردنت ای ماه
بماند بین ما این رازها بینی و بین الله!
من استغفار کردم از نگاه تو نمی دانم
اجابت می شود این توبه کردن های با اکراه
برای من نگاه تو فقط مانند آن لحظه است
همان لحظه که بیتی ناگهانی می رسد از راه
...و شاید من سر از کاخ عزیزی در می آوردم
اگر تشخیص می دادم چو یوسف راه را از چاه
مرا محروم کردی از خودت این داغ سنگین بود
چنان تحریم تنباکو برای ناصرالدین شاه

یا صاحب الزمان (عج)

.

.

.

دوران هجر دلبر و ایام عمر من

آن هی طویل گردد و این مختصر شود...

اللهم عجل لولیک الفرج


 
 
دلتنگی
نویسنده : شبیر - ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٩
 

بسم الله الرحمن الرحیم   
.

.

.

گرفته مِه همه ی جاده را ـ مشخص نیست
که صاف می شود آیا هوا ؟ـ مشخص نیست
چطور باید از این راه مِه گرفته گذشت
از این مسیر که یک ردّ پا مشخص نیست
و من چقدر در این مه به گریه محتاجم
نمی شود که ببارم... چرا؟ مشخص نیست
چه حسّ خوبِ غریبی ؛ به جستجوی خودت
شبانه راه بیفتی ... کجا؟ مشخص نیست
و تا همیشه از این شهر مرده کوچ کنی
و دورِ دور شوی ... دور... تا ... مشخص نیست
درست می روی آیا ؟ و یا ... نمی دانی
صحیح می رسی آیا ؟ و یا ... مشخص نیست...

کسی شبیه نسیم از کنار من رد شد

غریبه بودنش و آشنا مشخص نیست

صدای روشن او از ورای مه پیداست

نگاه کن به افق راه نامشخص نیست...

اللهم عجل لولیک الفرج

.

.

.

(مسجد مقدس جمکران - 1347)

.

.

.

یا صاحب الزمان (عج)؛

آخر الزمان تر از این؟


 
 
انتظار
نویسنده : شبیر - ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٥
 

سلام؛

.

.

.

.

.

.

ای عاشق شب نورد پیدایم کن

 

ای مرد همیشه مرد پیدایم کن
 
ای عابر کوچه گرد فانوس به دست
 
من گمشده ام بگرد پیدایم کن ...

(اللهم عجل لولیک الفرج)

.

.

.

بیا که آینه ی روزگار زنگاری ست

 

بیا که زخم زبان های دوستان کاری ست

 

به انتظار نشستن در این زمانه ی یاس

 

برای منتظران چاره نیست ناچاری است

 

به ما مخند اگر شعرهای ساده ی ما

 

قبول طبع شما نیست کوچه بازاری است

 

چه قاب ها و چه تندیس های زرینی

 

گرفته ایم به نامت که کنج انباری است !

 

نیامدی که کپرهای ما کلنگی بود

 

کنون بیا که بناهایمان طلاکاری است

 

به این خوشیم که یک شب به نامتان شادیم

 

تمام سال اگر کارمان عزاداری است

 

نه این که جمعه فقط صبح زود بیدارند

 

که کار منتظرانت همیشه بیداری است

 

به قول خواجه ی ما در هوای طره ی تو

 

" چه جای دم زدن نافه های تاتاری است " 

 

(اللهم عجل لولیک الفرج)

.

.

.

یا صاحب الزمان (عج)؛

ما بی سلیقه ایم ، تو حاجات ما بخواه

ورنه گدا طلب آب و نان کند...


 
 
← صفحه بعد
 



-->